خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
10
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
و نقل است رد نمايند و در اين معنى باشباع و اختصار كتب ساختهاند و مجلدات مفيد پرداخته و معلوم است كه در مدت ايام و سيرت پادشاهان عراق و خراسان از طاهريه و صفاريه و سامانيه و غرچقيه و ديالمه و غوريه و سلجوقيه سلاطين بزرگوارتر و بر رعيت مشفقتر از آل سلجوق نبودند و چندان خيرات كه در دولت سلاطين آل سلجوق ظاهر و انشا گشت از احياى معالم دين و تشييد قواعد مسلمانى و بناهاى مساجد و رباطات و قناطر و ادرار و افطار و اوقاف كه بر علما و سادات و زهاد و ابرار كه در هيچ روزگار نبوده و آثار آن در ممالك اسلام ظاهر است و اجتهادى كه فرموده در غزوهء كفار و دفع و قهر اشرار و سعيى كه بايام دولت خلفا كردهاند بر روى روزگار و صفحهء جبين ليل و نهار باقيست پس ملوك روزگار را بآداب و سير پسنديدهء ايشان اقتدا كردن سبب تاكيد دين و دولت و تأسيس قواعد مملكت باشد از اصحاب اخبار و ارباب آثار چنان معلوم شد كه سلجوق بن لقمان از نژاد طوقشورميش « 1 » بود پسر گوگجو خواجه « 2 » كه خرگاهتراش پادشاهان ترك بود از اوروق « 3 » و استخوان قيق ( قويوق ) « 4 » و ايشان دودمانى بزرگ و عدد بسيار و خواستهء بيشمار و عدد و عدتى تمام و خيل و حشمى با نظام از زمين تركستان به حكم غلبه و تنگى چراخور بولايت ماوراء النهر تحويل نمود زمستانگاه ايشان نور بخارا بود و تابستانگاه سغد سمرقند و سلجوق مردى بود بحسن سيرت معروف و بيمن نكونامى موصوف و پنج پسر داشت همه سزاوار مهترى و لايق سرورى اسرائيل ، ميكائيل ، موسى بيغور ، يونس و يوسف و هريك شايستهء اميرى و درخور مهترى هرروز اتباع و اشباع ايشان چون تضاعيف بيوت شطرنج در ازدياد و ارتفاع بود و نعمت و ثروت چون ماه نورى بكمال داشت و تمامى پذيرفت و مردان كار و جوانان نامدار ميان آن جمع با عدت تمام و اسباب نظام فراوان شدند سلجوق نماند فرزندانش مهتران قوم شدند و چون محمود سبكتكين با پادشاه تركستان ايلكخان صلح كرد و محمود بكنار جيحون آمد و باهم ديدار كردند و عهود عقود مواثيق بستند
--> ( 1 ) حملهكننده ( 2 ) چون رنگ سبز در ميان تركان مقدس مىباشد معنى كلمه منسوب بسبز باشد ( 3 ) ايل طايفه ( 4 ) اين قسمت در هر دو نسخه و حافظ ابرو موجود ولى در راوندى حذف شده